درک کردم
2010/04/26 بیان دیدگاه
همه ی نا امیدی ها در من مخفی شدند
همه ی حرف ها در من سکوت شدند
همه ی غرورها در من شکستند
همه ی پیروزی ها در من باختند
آرزوها را به دل گفتم
نگاه ها را قطع کردم
گفتنی ها را نگفتم
فهمیدم عاشق هستم
2010/04/26 بیان دیدگاه
همه ی نا امیدی ها در من مخفی شدند
همه ی حرف ها در من سکوت شدند
همه ی غرورها در من شکستند
همه ی پیروزی ها در من باختند
آرزوها را به دل گفتم
نگاه ها را قطع کردم
گفتنی ها را نگفتم
فهمیدم عاشق هستم
2010/02/13 6 دیدگاه
شايد تنهايم مي گذاري كه تنهايي ام مثل دوست داشتنت بي انتها باشد.
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
2010/02/12 2 دیدگاه
اگه چشمات منو مي خواست تو نگاه تو مي مردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات مي سپردم
اگه اسمم مي خوندي ديگه از ياد نمي بردم
اگه با من تو مي موندي همه دنيا رو مي بردم
بي تو اما سر سپردن بي تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن بي تو خوب من محال
بي تو حتي زنده بودن بي هدف نفس كشيدن
تا ابد تو رو نديدن واسه من رنج و عذاب
اگه چشمات منو مي خواست تو نگاه تو مي مردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات مي سپردم
اگه اسمم مي خوندي ديگه از ياد نمي بردم
اگه با من تو مي موندي همه دنيا رو مي بردم
توي آسمون عشقم غير تو پرنده اي نيست
روي خاموشي لبهام جز تو اسم ديگه اي نيست
توي قلب من عزيزم هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم به جز تو هيچ كسي رو دوست نداره
دیدگاه های تازه