هدف
2010/07/14 3 دیدگاه
وقت خیلی از ماها بیخودی تلف میشه. آدم باید از هجده سالگی کار کنه. تو گوشتو پنبه نکن، تا کی از جیب بابا. هرچقدر هم بابایی پولدار باشه بذار واسه خودش داشته باشه. نه به اونور که از یه سنی دیگه بچه جدا از خانواده است نه به ما که تا عمر داریم دست پدرمادرامونو تمیز می کنیم. این سیستم زندگی ایرانی هم غلطه. مگه چقدر دیگه به پیری مونده. شاید منتظریم که خوشبختی رو هم مثل کنکور ثبت نام کنیم. اگه آواره خیابون ها بشی بهت می گن پست رذل هرزه که دست شیطونو از پشت بسته. اونایی که یه پولدار رفیقشونه و عاشق بند کیفشن واسه آینده هدف ندارن، تا کی دیگران بکارن و ما بخوریم. ما آدمها دیر یا زود به عیب هامون پی می بریم. اون موقع اگه قید شیطونو بزنیم شهرت کردیم. آدم ها بی شعور شدن. از بهمن ماه کوهسار یه خونه اجاره کرده بودم راهم دورتر می شد ولی نه می خواستم مزاحم خواهرم باشم نه از مزاحم خوشم میومد. چند تا از ساختمون های همسایه ها حیاط مشترک بودن که از پنچره اتاق کاملا دید داشتم. غروب ها که بچه هاشون میومدن حیاط بازی اگه یکیشون یه اشتباهی می کرد پدر یا مادرش هر چی فحش زشت بلدین بهش می داد و تنبیهش می کرد. این نشون میده که چقدر بچه های دو سه دهه ی قبل خوب تربیت شدن که این طوری با بچه هاشون برخورد می کنن. وای به حال نسل های بعدی. یه روزی همه جایی می ریم که زورمون حتی به یه مورچه هم نمی رسه، مشکل اینه که هدف نداریم. اگه توکل کنی و با نام و یاد خدا دنبال هدفت بری دیگه زندگیت غلط نمیشه شاید بتونیم نمره خوب بگیریم و اینقدر تمیز بازی تو زندگی درنیاریم


دیدگاه های تازه